حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
26
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و من بيشتر از آنج درين كتاب مسطور است ، از كتآبهاىء بلدان و بنيان ، و تواريخ خلفا ، و از كسانى كه ايشانرا معرفتى و خبرى و دانشى بود ، بذان ياد كرفتم ، و از صحف و دفاتر موجوده بنزديك ايشان بيرون آوردم . و غرض من درين سخن آنست ، كه چون منكرى بداند و ببيند ، كه من اين كتاب و أخبار ، از اين كتابها بيرون كردهام ، و كتابى ساخته انكار نكند ، و نكويد كه سخن ديكران جمع كرده است ، و نسبت آن با خود كرده . نيست مرا درين كتاب به غير از جمع و ترتيب ؛ مكر آن أخبار كه خاصاند به قم و أهل قم ، كه من در جمع آن زحمت كشيدم . و آنج جز از آنست از تواريخ و ديكر كتب است ، من آن را درين كتاب ايراد كردهام ، تا بذان متزيّن « 1 » و آراسته كردد . و جون اين كتاب را مطالعه نمايند ، ايشان را حظّ انتفاعى باشد ، از بهر آنك هر كس كه مطالعهء اين كتاب نمايد ، و نظر درين كتاب كند ، او را با قم و أخبار قم ، جنانج مرا ميل و ارادتست ، او را ميل و ارادت به خواندن بود ، جه غرض و مقصود من ذكر شهر خود ، و همشهريان خود ، و ذكر مناقب و مفاخر و مآثر ايشانست . و هميشه اين معنى در ميانهء اهل زمان جارى و عادت بوده ، و بعضى از بعضى فرا گرفته ، و در كتب خود جمع كرده ، و به وديعه ياد كرده ، تا مجموعهء ايشانرا طراوتى و لذّتى و زينتى باشد . و مع هذا ، تصنيف هر مبتدئى ، و تأليف هر مخترعى ، از سخن لاغر و فربه ، و خلل و حشو « 2 » ، و زياده و نقصان ، خالى و صافى نباشد ، و بىتكلّف ، كه از أهل انصاف نباشد ، هر آنكسى كه مطالعهء اين كتاب كند ، و آنكس از أهل عقل و فضل و تميز و معرفت باشد ، از من طلب آن نمايد ، از شرآئط تأليف و تصنيف ، جنانچ مبرّز فاضل كامل را ، با آنك علم او محيط باشد ، كه هر كس كه طلب عيبى كند ، البتّه بيابد ، و معنىء اين آيت نيز ميداند ، كه :
--> ( 1 ) . زينتيافته . ( 2 ) . در زبان عربى كلمه حشو ( به كسر و ضمّ حاء ) به معناى افزودن مواد به درون شى توخالى است ، ليكن امروزه در زبان فارسى در معنايى مرادف با گفتار يا نوشتار بىارزش استعمال مىشود .